برپایی
برپا کردن، ایجاد کردن، تأسیس کردن یا برقرار ساختنِ چیزی.
مترادفها
ایجاد، اقامه، برپا کردن
متضادها
تخریب، فروپاشی، برچیدن
جمله سازی با برپایی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سازمانهای خیریه با هدف کمک به نیازمندان، اقدام به برپایی کمپهای موقت در مناطق آسیبدیده از زلزله و سیل در سراسر کشور کردهاند.
💡 برپایی این نمایشگاه بزرگ هنری فرصت خوبی برای هنرمندان جوان فراهم آورد تا آثار خود را به مخاطبان گستردهای در سطح بینالمللی معرفی کنند.
💡 مدیریت شهری تلاش میکند با برپایی فضاهای سبز و پارکهای تفریحی جدید، کیفیت زندگی شهروندان را در مناطق پرتراکم شهری بهبود ببخشد.