بگسلد
مضارع/فعل از «گسستن»؛ یعنی: بگسلد، قطع شود، جدا گردد. معمولاً در زبان ادبی برای بیان گسستن پیوند یا رشته میآید.
مترادفها
گسستن، قطع کردن، جدا کردن
متضادها
وصل شود، پیوند بخورد
جمله سازی با بگسلد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ما باید تلاش کنیم تا هیچ شک و تردیدی در مسیر رسیدن به اهداف بزرگمان در دلهای جوانان و نسلهای آینده بگسلد.
💡 امیدوارم که با گفتگوهای سازنده و صلحآمیز، تمام گرههای سیاسی که میان این دو کشور ایجاد شده است، به زودی کاملاً بگسلد.
💡 اگر زنجیره تامین کالا در این منطقه به دلیل بحرانهای جهانی بگسلد، اقتصاد کل کشور با مشکلات بسیار جدی و بیسابقهای روبرو خواهد شد.