چسو

مترادف‌ها

چشم‌چرانی، زل زدن

متضادها

درستکار، صادق، امانت‌دار

لغت نامه دهخدا

چسو. [ چ ُ ] ( نف / ص نسبی ) چسونه در تداول عامه، آنکه فسوه بسیار دهد. آنکه بسیار تس دهد. آنکه فسوه بسیار کند. رجوع به چس و چسونه شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه چس بسیار کند کسی که فسوه بسیار دهد.

جمله سازی با چسو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 آن شخص همیشه در امور دیگران دخالت می‌کند و با رفتارهای چسو خود باعث آزار و اذیت اطرافیان و همکارانش در محیط کار می‌شود.

💡 نباید مثل یک آدم چسو مدام سوال‌های شخصی و بی‌ربط بپرسید، زیرا این کار باعث می‌شود دیگران از معاشرت با شما دوری کنند.

💡 او با پرسیدن سوال‌های چسو درباره زندگی خصوصی من، سعی داشت توجه همه را به سمت خود جلب کرده و مرا ضایع کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران