منجش

لغت نامه دهخدا

منجش. [ م ِ ج َ ] ( ع ص ) غیبت کننده مردم را و ظاهرکننده عیبهای ایشان. || ( اِ ) دوالی است شبیه شراک که میان دو چرم درکرده بدوزند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
منجش. [ م َ ج َ ] ( اِخ ) نام شهری نزدیک بصره و آن را منجشان نیز گویند. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به منجشانیه شود.