قاصرین
مترادفها
ناتوانان، عاجزان، بیتوانان
متضادها
قادرین، توانمندان
لغت نامه دهخدا
قاصرین. [ ص ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ قاصر، در حالت نصبی و جری.
قاصرین. [ ص ِ ] ( اِخ ) شهری بوده است در ساحل فرات نزدیک بالس که در فتوح از آن نام برده میشود. ( معجم البلدان ج 7 ص 13 و ج 1 ص 46 ). رجوع به قاصرون شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع قاصر. در حالت نصبی وجری ( در فارسی مراعات این قاعده نکنند )
جمله سازی با قاصرین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دولت باید برنامههای ویژهای را برای حمایت از قاصرین و افرادی که توانایی انجام کارهای روزمره خود را ندارند، در سراسر کشور اجرا کند.
💡 در حقوق مدنی، توجه به حقوق قاصرین و محافظت از اموال آنها اهمیت بسیار زیادی دارد تا از سوءاستفاده افراد دیگر جلوگیری به عمل آید.
💡 انجمنهای خیریه وظیفه دارند تا با ارائه خدمات آموزشی و درمانی، به بهبود کیفیت زندگی قاصرین و افراد ناتوان در جامعه کمکهای شایانی کنند.