کلمه «تألبه» در زبان عربی دارای دو معنی اصلی است که هر یک در زمینهای خاص به کار میرود و نشاندهنده دقت زبان در نامگذاری موجودات و گیاهان است. در معنای نخست، تألبه مؤنث تألب است و به بز کوهی اشاره دارد، در حالی که تألب نام نر این حیوان است و در متون طبیعی و دامداری برای تمایز جنسیتی بین نر و ماده به کار رفته است. بز کوهی یا تألبه حیوانی مقاوم و چابک است که در مناطق کوهستانی زندگی میکند و توانایی بالایی در بالا رفتن از صخرهها و حرکت در مسیرهای دشوار دارد. علاوه بر کاربرد جانوری، تألبه به نام درختی کوهی نیز اطلاق میشود که چوب آن برای ساخت کمان به کار میرود و نشاندهنده اهمیت این درخت در صنایع سنتی و ابزارسازی قدیم است. چوب تألبه به دلیل استحکام و انعطاف مناسب، انتخابی ایدهآل برای تولید کمانهای سبک و مقاوم بوده است و در متون تاریخی و فنی به آن اشاره شده است. این دو کاربرد واژه، هم به دنیای جانوری و هم به دنیای گیاهی ارتباط دارد و نشاندهنده تنوع معانی در زبان عربی است.
تألبه
لغت نامه دهخدا
تألبه. [ ت َءْ ل َ ب َ ] ( ع ص، اِ ) تأنیث تألب. رجوع به تألب شود. || یکی تألب،بمعنی درختی کوهی که از آن کمان سازند:
و نحت له عن ارز تألبة
فلق ٌ فراع معابل طحل.امروءالقیس ( از تاج العروس ج 1 ص 155 ).رجوع به تألب شود.
فرهنگ فارسی
تانیث تالب یا یکی تالب به معنای درختی است کوهی که از آن کمان سازند.