لغت نامه دهخدا
گزاونگان. [ گ َ وَ ] ( اِ ) گزاورنگان که تعجیل و شتاب باشد. ( برهان ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). در بیت ذیل بمعنی وصفی ( شتابان، باعجله ) آمده است:
ماه ز آن میرود گزاونگان
تا کند دور خانه تو طواف.اوحدی مراغه ای.
گزاونگان. [ گ َ وَ ] ( اِ ) گزاورنگان که تعجیل و شتاب باشد. ( برهان ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). در بیت ذیل بمعنی وصفی ( شتابان، باعجله ) آمده است:
ماه ز آن میرود گزاونگان
تا کند دور خانه تو طواف.اوحدی مراغه ای.
(گَ وَ ) (ص فا. ق حا. ) شتابان، به تعجیل.
ق حا.)
شتابان، به تعجیل.