کهشته

لغت نامه دهخدا

کهشته. [ ک ُ هََ ت َ / ت ِ ] ( اِ ) بر وزن و معنی کهسته است که کوزه پرآب باشد. ( برهان ) ( آنندراج ). کوزه پر از آب. ( ناظم الاطباء ). || ( ص ) ساده دل و احمق و ابله. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ). رجوع به کهسته شود.

فرهنگ معین

(کُ هَ تَ یا تِ ) (اِ. ) = کهسته: کوزة پر آب.

ویکی واژه

کهسته: کوزة پر آب.

جمله سازی با کهشته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بقایای سوخته و کهشته در میان آتشفشان، نشان‌دهنده شدت و قدرت انفجاری بود که در آن لحظه تاریخی در این منطقه رخ داده بود.

💡 شاعر با توصیف کهشته‌های قلب خود در برابر فراق یار، توانست عمق رنج و اندوه نهفته در وجود خود را به بهترین شکل بیان کند.

💡 در میان خاکستر و کهشته‌های باقی‌مانده از آن بنای قدیمی، ردپای تمدن‌های باستانی که زمانی در اینجا شکوفا شده بودند، به خوبی دیده می‌شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران