چنباتمه نشستن
مترادفها
چهارزانو نشستن
متضادها
ایستادن
لغت نامه دهخدا
چنباتمه نشستن. [ چُم ْ م َ / م ِ ن ِ ش َ ت َ ] ( مص مرکب ) چنباتمه زدن. چمباتمه نشستن. به چک نشستن. چندک زدن.پس زانو نشستن. سرپا نشستن و زانو در بغل گرفتن. رجوع به چمباتمه نشستن و چنباتمه و چنباتمه زدن شود.
جمله سازی با چنباتمه نشستن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پیرمرد با چنباتمه نشستن در کنار اجاق، با دقت به شعلههای آتش نگاه میکرد و خاطرات دوران جوانی خود را در ذهن مرور مینمود.
💡 او تصمیم گرفت با چنباتمه نشستن در میان علفهای بلند، به تماشای پرندگان کمیاب در آن منطقه بکر و دورافتاده بپردازد.
💡 پس از ساعتها پیادهروی طولانی در کوهستان، او با چنباتمه نشستن بر روی یک سنگ صاف، کمی استراحت کرد تا توانش بازگردد.