پلکه
در معنای نخست، «پلکه» به «پلک چشم» یا «جَفن» اشاره دارد و به بخش متحرک و محافظ چشم گفته میشود که وظیفه حفاظت از چشم و تنظیم نور ورودی را بر عهده دارد. این کاربرد بیشتر جنبه جسمانی و طبیعی دارد و در توصیف اعضای بدن انسان به کار میرود. در معنای دوم که در منابع لغوی کهن مانند «برهان قاطع» آمده است، «پلکه» به معنای طعنه، سرزنش، نکوهش و سخنان درشت و کنایهآمیز است. در این کاربرد، واژه به نوعی گفتار اشاره دارد که در آن معنا بهصورت مستقیم بیان نمیشود، بلکه با کنایه و اشاره منتقل میگردد و ممکن است موجب برداشت منفی یا انتقادآمیز شود. این نوع سخن گفتن اغلب با نیت سرزنش یا بیان نارضایتی همراه است و در روابط اجتماعی بار معنایی تند و انتقادی دارد. از نظر زبانشناسی، این واژه نمونهای از کلماتی است که هم در حوزه جسمانی و هم در حوزه معنایی-رفتاری کاربرد یافتهاند. در متون ادبی، «پلکه» گاه برای توصیف سخنان گزنده و نیشدار به کار رفته است که هدف آن نقد غیرمستقیم فرد یا رفتار اوست. این دوگانگی معنایی نشاندهنده تحول و گستردگی کاربرد واژگان در زبان فارسی است. در نهایت، «پلکه» واژهای است که هم به عضو فیزیکی بدن و هم به نوعی رفتار زبانی انتقادی و کنایهآمیز اشاره دارد و همین تنوع معنایی، آن را در متون کهن قابل توجه کرده است.
مترادفها
پلک
لغت نامه دهخدا
پلکه. [ پ ُ ل ُ ک َ / ک ِ ] ( اِ ) پلک. جَفن. || طعنه و سرزنش و سخنان درشت و نافهمیده گفتن باشد و سخنان کنایه آمیز که استنباط معانی بد از آن توان کرد بکسی گفتن و پلکن هم بنظر رسیده است که بجای ها نون باشد. ( برهان قاطع ). سخنان گوشه دار. نکوهش.
فرهنگ فارسی
( اسم ) طعنه و سرزنش و سخنان درشت و نافهمیده گفتن سخنان کنایه آمیز گفتن که استنباط معانی بد از آن توان کرد.
جمله سازی با پلکه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هنگام مطالعه طولانی مدت در محیطهای کمنور، پلکه چشمها دچار خستگی مفرط شده و فرد احساس سنگینی و نیاز به استراحت میکند.
💡 پزشک پس از معاینه دقیق، اعلام کرد که تورم در پلکه چشم بیمار ناشی از یک حساسیت فصلی نسبت به گرد و غبار محیط است.
💡 او با حرکت سریع پلکه چشم خود، سعی داشت اشکهای جاری را پاک کند و از بروز ریختن اشک در مقابل دیگران جلوگیری نماید.