پذیرانیدن

مترادف‌ها

پذیرفتن، قبول کردن

متضادها

رد کردن، پس زدن، بازداشتن

لغت نامه دهخدا

پذیرانیدن. [ پ َ دَ ] ( مص ) قبول کنانیدن. || تکفیل؛ پذیرفتاری دادن و پذیرانیدن. ( منتهی الارب ). || معترف گردانیدن.

کلمات مرتبط