نوشاه

لغت نامه دهخدا

نوشاه.[ ن َ / نُو ] ( اِ مرکب ) داماد. ( ناظم الاطباء ). نوداماد. تازه داماد: عجاهن؛ دوست نوشاه تا که با زن خود خلوت نکرده باشد. ( یادداشت مؤلف از منتهی الارب ). || شاه جوان و کم تجربه ( ؟ ). ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

داماد ٠ نو داماد ٠ تازه داماد ٠ یا شاه جوان و کم تجربه ٠

ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز