لغت نامه دهخدا
مکیفات. [ م ُ ک َی ْ ی ِ ] ( ص، اِ ) مأخوذ از تازی، هر چیز که کیف و نشاءة دهد و مستی و خوش حالتی آورد. ( از ناظم الاطباء ). ج ِ مکیفة، مؤنث مکیف. رجوع به مکیف شود.
مکیفات. [ م ُ ک َی ْ ی َ ] ( ع اِ ) ج ِ مکیفة، مؤنث مُکَیّف: اعنی نفس سخن به توکیل الهی بر تجسس از آنچ بیند و شنود از مکیفات کآن چون است و از مقولات که معنی آن چیست. ( جامع الحکمتین ص 12 ). و رجوع به مکیف ( معنی اول ) شود.