لغت نامه دهخدا
مهقاء. [ م َ ] ( ع ص ) سبزآب. عین مهقاء؛ چشمه سبزآب. || مؤنث امهق؛ سخت سپید که به هیچ رنگ آمیزش ندارد و تابان و براق نباشد. ( از منتهی الارب ).
مهقاء. [ م َ ] ( ع ص ) سبزآب. عین مهقاء؛ چشمه سبزآب. || مؤنث امهق؛ سخت سپید که به هیچ رنگ آمیزش ندارد و تابان و براق نباشد. ( از منتهی الارب ).