مشوشات
مترادفها
آشفتگیها، اختلالات، تلاطمها
متضادها
آرامش، نظم
لغت نامه دهخدا
مشوشات. [ م ُ ش َوْ وَ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ مشوش: بعدالیوم مواد مشوشات خواطر به سبب اصلاح ذات البین و وفاق جانبین منحسم. ( جهانگشای جوینی ). و رجوع به مشوش شود.
فرهنگ فارسی
جمع مشوش: و بعد الیوم مواد مشوشات خواطر بسبب اصلاح ذات البین و وفاق جانبین منحسم.
جمله سازی با مشوشات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در محیطهای شلوغ و پر سر و صدا، مشوشات محیطی میتوانند تمرکز ذهنی دانشآموزان را در حین مطالعه به شدت کاهش دهند.
💡 مهندس برق برای کاهش مشوشات الکترومغناطیسی در مدار، از شیلدینگ و فیلترهای مخصوص برای جلوگیری از تداخل سیگنالها استفاده کرد.
💡 برخی از مشوشات روانی ناشی از استرس مزمن، میتواند باعث اختلال در خواب و کاهش عملکرد کلی بدن در طول روز شود.