لغت نامه دهخدا
عکبس. [ ع ُ ک َ ب ِ ] ( ع ص ) چیز متراکم، و آنچه بر هم سوار باشد. ( از اقرب الموارد ). || شتر بسیار، یا شتران که نزدیک هزار رسیده باشند. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). عُکابِس. و رجوع به عکابس شود.
عکبس. [ ع ُ ک َ ب ِ ] ( ع ص ) چیز متراکم، و آنچه بر هم سوار باشد. ( از اقرب الموارد ). || شتر بسیار، یا شتران که نزدیک هزار رسیده باشند. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). عُکابِس. و رجوع به عکابس شود.