عزیزاء
مترادفها
عزیزان، گرامیان
لغت نامه دهخدا
عزیزاء. [ ع ُ زَ ] ( ع اِ ) سرین اسب و طرف آن. ( منتهی الارب ). طرف و جانب وَرِک اسب. و گویند آن مابین بیخ دم اسب و سرین آن است، و آن را عزیزی به قصر نیز خوانند. و تثنیه آن در مد عزیزاوان و در قصر عزیزیان شود. ( از اقرب الموارد ).
جمله سازی با عزیزاء
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 استاد با لبخندی مهربان خطاب به دانشجویان خود گفت: «عزیزاء، امیدوارم که در آزمونهای پایان ترم بتوانید بهترین عملکرد خود را به نمایش بگذارید.»
💡 در پایان سخنرانی، نویسنده با لحنی صمیمانه از عزیزاء و همراهانی که در انتشار این کتاب از او حمایت کرده بودند، تشکر و قدردانی کرد.
💡 ما امروز اینجا جمع شدهایم تا در میان عزیزاء و دوستان، خاطرات خوش گذشته را دوباره زنده کرده و از بودن در کنار هم لذت ببریم.