لغت نامه دهخدا
درازخانه. [ دِ ن َ / ن ِ ] ( ص مرکب )اسب طویل القامه. ( ناظم الاطباء ): فرس سَهَلب و شَطَب و شَطَبَة و شَوذَب؛ اسب درازخانه. ( منتهی الارب ).
درازخانه. [ دِ ن َ / ن ِ ] ( ص مرکب )اسب طویل القامه. ( ناظم الاطباء ): فرس سَهَلب و شَطَب و شَطَبَة و شَوذَب؛ اسب درازخانه. ( منتهی الارب ).
اسب طویل القامه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سيدالشهدا(ع ) فرمود: من و پدرم در شب تاريكى به طواف خانه خدامشغول بوديم. در اين هنگام متوجه ناله اى جانگداز و آهى آتشين شديم كه شخصى دستنياز به درگاه بى نياز دراز كرده و با سوز و گدازى بى سابقه به تضرع و زارىمشغول است، پدرم فرمود: اى حسين ! آيا مى شنوى ناله گنهكارى را كه به درگاه خداپناه آورده و با قلبى پاك اشك ندامت و پشيمانى مى ريزد، او را پيدا كن و پيش من بياور.
💡 یکی از مراسم نوروز شال گردش نام دارد که رسمی پرطرفدار است. در این رسم جوانان به پشت بامها رفته و با آویختن شال گردن خود یا پارچهای دراز از صاحب خانه عیدی طلب میکنند. صاحبخانه نیز آجیل، شیرینی، تخم مرغ پخته، پول و شکلات را داخل شال گره زده و با گفتن این عبارت «خدا مرادت را بدهد» شال را رها میکند.