لغت نامه دهخدا
ضیکل. [ ض َ ک َ ] ( ع ص ) کلان جثه فربه پرگوشت. ( منتهی الارب ). || مرد برهنه. ( مهذب الاسماء ). برهنه از فقر، یا عام است. || نیازمند. محتاج. ج، ضیاکل، ضیاکلة. ( منتهی الارب ).
ضیکل. [ ض َ ک َ ] ( ع ص ) کلان جثه فربه پرگوشت. ( منتهی الارب ). || مرد برهنه. ( مهذب الاسماء ). برهنه از فقر، یا عام است. || نیازمند. محتاج. ج، ضیاکل، ضیاکلة. ( منتهی الارب ).