تحصیص
مترادفها
تخصیص، اختصاص، تقسیم
لغت نامه دهخدا
تحصیص. [ ت َ ] ( ع مص ) هویدا شدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). پیدا و آشکار شدن. ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ). رجوع به تحصیص کردن شود.
فرهنگ فارسی
هویدا شدن پیدا و آشکار شدن
تخصیص، اختصاص، تقسیم
تحصیص. [ ت َ ] ( ع مص ) هویدا شدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). پیدا و آشکار شدن. ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ). رجوع به تحصیص کردن شود.
هویدا شدن پیدا و آشکار شدن