تحاور
مترادفها
گفتگو، مکالمه، بحث
متضادها
تکگویی، سکوت
لغت نامه دهخدا
تحاور. [ ت َ وُ ] ( ع مص ) تجاوب. ( زوزنی ). یکدیگر را جواب دادن. ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). با یکدیگر سخن گفتن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). با همدیگر گفتگو کردن و جواب گفتن. ( آنندراج ). تحاور قوم؛ تجاوب و رد و بدل شدن سخن میان ایشان. ( از اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ).
فرهنگ معین
(تَ وُ ) [ ع. ] (مص ل. ) با یکدیگر سخن گفتن.
فرهنگ عمید
با یکدیگر سخن گفتن، با هم گفتگو کردن، پاسخ هم را گفتن.
ویکی واژه
با یکدیگر سخن گفتن.
جمله سازی با تحاور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ایجاد فضای مناسب برای تحاور میان گروههای مختلف اجتماعی، میتواند یکی از موثرترین راهها برای حل اختلافات و جلوگیری از بروز تنشهای سیاسی باشد.
💡 در سمینارهای علمی بینالمللی، هدف اصلی فراهم کردن بستری برای تحاور سازنده میان پژوهشگران از کشورهای مختلف و تبادل تجربیات علمی است.
💡 بدون وجود تحاور مستمر و صادقانه میان اعضای یک خانواده، رسیدن به تفاهم و حل مشکلات خانوادگی بسیار دشوار و زمانبر خواهد بود.