اغیان
مترادفها
موجودات، اشیاء، غیر
لغت نامه دهخدا
اغیان. [ اِ ] ( ع مص ) فروگرفتن شهوت دل را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). فراگرفتن شهوت کسی را. ( از اقرب الموارد ). || گفته اند فروگرفتن و پوشیدن. ( از اقرب الموارد ). || بیهوش شدن هم گفته اند و به این معنی بصیغه مجهول آید. یقال: اغین علی قلبه اغیانا. و منه: «انه لیغان علی قلبی حتی استغفراﷲ فی الیوم سبعین مرة». و بهمین معانی با «ب » و «علی » نیز متعدی شود. یقال: «اغین بالرجل و علیه ». ( از اقرب الموارد ). || پراکنده خاطر کردن وام کسی را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). و گفته اند: فراگرفتن شوریدگی دل کسی را. قیل احاطبه الرین. ( غیاث اللغات ). || اصل اغانه بدون اعلال است بمعنی فروگرفتن ابر همه آسمان را و پوشیدن آن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). فروگرفتن ابر همه آسمان را و پوشیدن آن را. ( ناظم الاطباء ).
اغیان. [ ] ( اِخ ) نام راهی است به جوین. رجوع به تاریخ غازان ص 19 شود.
فرهنگ فارسی
نام راهی است به جوین.
جمله سازی با اغیان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در متون قدیمی و تاریخی، واژه اغیان معمولاً برای اشاره به اقوام یا گروههایی که خارج از مرزهای اعتقادی و مذهبی یک جامعه بودند، به کار میرفت.
💡 نویسنده در این کتاب سعی کرده است تا تفاوتهای فرهنگی میان مؤمنان و اغیان را با نگاهی جامعهشناختی و بدون پیشداوری بررسی و تحلیل نماید.
💡 برخی از تفسیرهای مذهبی بر این باورند که برخورد با اغیان باید بر اساس اصول عدالت و صلح و با رعایت حقوق انسانی صورت گیرد.