ابو نامون
لغت نامه دهخدا
ابونامون. [ اَ ] ( معرب، اِ ) قفرالیهود. ( مخزن الادویه ). و این صورت مصحف ابوطامون است. رجوع به ابوطامون شود.
فرهنگ فارسی
قفرالیهود
ابونامون. [ اَ ] ( معرب، اِ ) قفرالیهود. ( مخزن الادویه ). و این صورت مصحف ابوطامون است. رجوع به ابوطامون شود.
قفرالیهود