فثج
لغت نامه دهخدا
فثج. [ ف َ ] ( ع مص ) کم گردیدن. || فرونشاندن گرمی آب را از آب سرد. || گران کردن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
فثج. [ ف َ ] ( ع مص ) کم گردیدن. || فرونشاندن گرمی آب را از آب سرد. || گران کردن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).