شجواء

لغت نامه دهخدا

شجواء. [ ش َ ] ( ع ص ) مفازة شجواء؛ بیابان سخت گذار. ( منتهی الارب ). بیابان صعب المسلک. ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با شجواء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در میان آن دشت‌های وسیع و بی‌آب و علف، تنها بوته‌های شجواء و تیغ‌های تیز دیده می‌شد که گذشتن از میان آن‌ها بسیار دشوار و خطرناک بود.

💡 شاعر با توصیف آن باغ‌های شجواء و پر از خارهای تیز، می‌خواست سختی و رنج‌های مسیر زندگی را برای شنوندگان به تصویر بکشد و احساس کندد.

💡 هنگام پیاده‌روی در جنگل‌های انبوه، باید بسیار مراقب بود تا پای خود به میان بوته‌های شجواء و شاخه‌های پر از خار گیر نکند و آسیب نبیند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران