هیوع

لغت نامه دهخدا

هیوع. [ هَُ] ( ع مص ) هیع. هیعة. هیعوعة. هیعان. بددل گشتن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). بددل شدن. ( المصادر زوزنی ). ترسیدن. بددلی کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). ترسیدن و بی تابی و فزع کردن. ( از اقرب الموارد ). || گرسنه شدن. ( منتهی الارب ). رجوع به هیع و هیعان شود.

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز