هیوع

لغت نامه دهخدا

هیوع. [ هَُ] ( ع مص ) هیع. هیعة. هیعوعة. هیعان. بددل گشتن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). بددل شدن. ( المصادر زوزنی ). ترسیدن. بددلی کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). ترسیدن و بی تابی و فزع کردن. ( از اقرب الموارد ). || گرسنه شدن. ( منتهی الارب ). رجوع به هیع و هیعان شود.

کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز