لغت نامه دهخدا
چهارمادر سفلی. [ چ َ / چ ِ دَ رِ س ُ لا ] ( اِ مرکب ) کنایه از چهارعنصر است. چهارآخشیج: هفت پدر علوی را در دوازده منزل حرکت و سیر داد، چهارمادر سفلی را در صمیم عالم علوی مقر و مفر پدید کرد. ( ظهیری سندبادنامه ص 2 ).
چهارمادر سفلی. [ چ َ / چ ِ دَ رِ س ُ لا ] ( اِ مرکب ) کنایه از چهارعنصر است. چهارآخشیج: هفت پدر علوی را در دوازده منزل حرکت و سیر داد، چهارمادر سفلی را در صمیم عالم علوی مقر و مفر پدید کرد. ( ظهیری سندبادنامه ص 2 ).
کنایه از چهار عنصر است. چهار آخشیج