وول خوردن
متضادها
فعالیت کردن
لغت نامه دهخدا
وول خوردن. [ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) جنبیدن. تکان خوردن. ( فرهنگ لغات عامیانه جمال زاده ). || در هم تپیدن و چپیدن ( جمعیت ). ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
(مصدر ) ۱- جنبیدن تکان خوردن: (( زن در جای خود وول خورد جمع و جور تر نشست... ) ) ۲- در هم تپیدن وچپیدن (جمعیت ).
جمله سازی با وول خوردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او تمام روز را در کوچههای تاریک و خلوت شهر داشت وول میخورد و به دنبال راهی میگشت تا بتواند مشکلات مالی خود را حل کند.
💡 از وقتی که شغل خود را از دست داد، مدام در پارکها و میادین مختلف شهر وول میخورد و با افراد مختلف صحبت میکرد.
💡 نباید در ساعات کاری شرکت مدام در راهروها وول بخورد، زیرا این کار باعث اتلاف وقت و کاهش تمرکز سایر کارکنان در محیط کار میشود.