وول وول کردن
لغت نامه دهخدا
وول وول کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول،جنبیدن ( بی صدا ). تکان خوردن. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ معین
(کَ دَ ) (مص ل. ) (عا. ) جنبیدن (بی صدا )، تکان خوردن.
فرهنگ فارسی
(مصدر ) جنبین ( بی صدا ) تکان خوردن.
ویکی واژه
(عا.)
، تکان خوردن.
جمله سازی با وول وول کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او از شدت خستگی و بیخوابی، شروع کرد به وول وول کردن جملات نامفهوم که هیچکس نمیتوانست بفهمد او دقیقاً چه چیزی میخواهد بگوید.
💡 وقتی کودک کوچک از ترس با مادرش روبهرو شد، شروع به وول وول کردن کرد و نتوانست حتی یک کلمه درست و تمام را ادا کند.
💡 نباید وقت خود را با گوش دادن به کسی که مدام در گوش کسی وول وول میکند و حرفهای بیهوده میزند، تلف کرد.