منعوی
مترادفها
معنوی، روحانی
متضادها
مادی، عینی، محسوس
لغت نامه دهخدا
منعوی. [ م ُ ع َ ] ( ع ص ) خمنده وپیچیده شونده. ( آنندراج ). خمیده و پیچیده شده. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به انعواء شود.
معنوی، روحانی
مادی، عینی، محسوس
منعوی. [ م ُ ع َ ] ( ع ص ) خمنده وپیچیده شونده. ( آنندراج ). خمیده و پیچیده شده. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به انعواء شود.