تت و پت
مترادفها
مهمل، یاوهگویی
متضادها
نظم، سامان
لغت نامه دهخدا
تت و پت. [ ت ِ ت ُ پ ِ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) تته پته. رجوع به تت و پت افتادن و تت و پت کردن و لکنت پیدا کردن شود.
فرهنگ فارسی
تته پته
مهمل، یاوهگویی
نظم، سامان
تت و پت. [ ت ِ ت ُ پ ِ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) تته پته. رجوع به تت و پت افتادن و تت و پت کردن و لکنت پیدا کردن شود.
تته پته