لات و پات
مترادفها
مهملات، اراجیف، سخنان بیهوده
لغت نامه دهخدا
لات وپات. [ ت ُ ] ( ص مرکب، از اتباع ) سخت بی چیز و فقیر. لات و لوت. || بتمامه باز. لات ِ لات.
- درها را لات و پات گذاشتن؛درهائی را که بایستی بست همه را بازگذاشتن.
- لات و پات کردن درها را؛ گشادن همه آنها را آنگاه که بستن آنها لازم است.
فرهنگ فارسی
( اتباع ) ۱- بسیار فقیر لات و لوت. ۲- کاملا باز ( در و مانند آن ). یا درها را لات و پات گذاشتن لات و پات کردن درها. گشادن هم. آنها را آنگاه که بستن آنها لازم است.
جمله سازی با لات و پات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هرکه روی تو ز مرآت جهان بیند عیان گشت یکسان در شهودش کعبه و لات و منات
💡 اگر ز فکرت تو دوش خواب خوش کردم چه من رهی، چه پرستندگان لات و هبل
💡 در صومعهها نیم شبان ذکر تو میرفت وز لات و عزی نعرهٔ اقرار برآمد
💡 لات و منا ت را ز سر شوق سجده کرد کافر چو دید حسن ترا از منات و لات
💡 ز روی لات و منات آن که یار بود که بود من الذّی بتجلی لعابد الوتنی
💡 جز خدا نیست خدا از چه حکمت به میان کعبه و بتکده و لات و منات آوردند
💡 در داستانهای قدیمی محلههای قدیمی تهران، شخصیتهایی از نوع لات و پات وجود داشتند که با زور و قدرت خود بر بازاریان سلطه مییافتند.
💡 مدیریت صحیح شهر نباید به افراد لات و پات اجازه دهد تا با ایجاد ناامنی و ترس، نظم عمومی و آرامش شهروندان را به هم بزنند.
💡 بسیاری از نویسندگان بزرگ ایران در رمانهای خود به بررسی رفتارهای اجتماعی و تاثیرات منفی حضور افراد لات و پات در جامعه پرداختهاند.