تبیی

لغت نامه دهخدا

تبیی. [ ت َب ْ یی ی ] ( ع مص ) پیدا و آشکار کردن. ( از قطر المحیط ). تبیؤ. ( ناظم الاطباء ).
تبیی. [ ت َ ب َی ْ یی ] ( ع مص ) تبییت الشی ٔ؛ قصد کردم آنرا. ( منتهی الارب ). تعمدته. ( قطر المحیط ). || شمشیر در غلاف کردن. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

قصد کردم آنرا. تعمدته. یا شمشیر در غلاف کردن.

ترد کردن یعنی چه؟
ترد کردن یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز