بیخیله

مترادف‌ها

بی‌خیال، سهل‌انگار، بی‌تفاوت

متضادها

باخیال، با دقت

لغت نامه دهخدا

بیخیله. [ ل َ / ل ِ ] ( اِ ) خرفه را گویند و بعربی بقلةالحمقاء خوانند. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ) ( از رشیدی ) ( آنندراج ). بیخله. بیخله پرپهن. فرفخ. رجوع به خرفه شود.

فرهنگ عمید

= بخله

فرهنگ فارسی

خرفه را گویند و بعربی بقله الحمقائ خوانند ٠ بیخله پر پهن ٠ فرفخ ٠