وصیق
متضادها
سست، متزلزل، ضعیف
لغت نامه دهخدا
وصیق. [ وَ ] ( اِخ ) کوهی است که پائین آن از کنانه و قسمتی دیگراز آن مر هذیل راست. ( معجم البلدان ) ( منتهی الارب ).
سست، متزلزل، ضعیف
وصیق. [ وَ ] ( اِخ ) کوهی است که پائین آن از کنانه و قسمتی دیگراز آن مر هذیل راست. ( معجم البلدان ) ( منتهی الارب ).