قیت
مترادفها
استفراغ کردم، بالا آوردم
لغت نامه دهخدا
قیت. ( ع اِ ) قوت. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). خورش به اندازه قوام بدن انسان. ( آنندراج ). رجوع به قوت شود.
فرهنگ فارسی
قوت خورش باندازه قوام بدن انسان.
استفراغ کردم، بالا آوردم
قیت. ( ع اِ ) قوت. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). خورش به اندازه قوام بدن انسان. ( آنندراج ). رجوع به قوت شود.
قوت خورش باندازه قوام بدن انسان.