ذو الاقتدار
مترادفها
مقتدر، قدرتمند، صاحب قدرت
متضادها
ناتوان، بیقدرت
فرهنگ معین
(ذُ لْ اِ تِ ) [ ع. ] (ص مر. ) دارای قدرت، مقتدر.
فرهنگ فارسی
دارای قدرت مقتدر: (( بغایت معزز و معنبر در میان امرا و لشکریان صاحب اعتبار و ذو القتدار بوده.... ) )
جمله سازی با ذو الاقتدار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در دعاها و نیایشهای مذهبی، همواره خداوند را با صفاتی همچون ذو الاقتدار و مالک مطلق هستی خطاب میکنند تا قدرت بیپایان او را ستایش نمایند.
💡 متون کهن نشان میدهند که شاعران همیشه برای توصیف عظمت آفریدگار، از واژگانی نظیر ذو الاقتدار استفاده میکردند تا هیبت و شکوه او را به تصویر بکشند.
💡 ایمان به اینکه خداوند ذو الاقتدار است، به مؤمنان این قدرت را میدهد که در برابر سختیها و چالشهای زندگی با صبوری و استواری برخورد کنند.