باجدائی
مترادفها
با جدایی، به دلیل دوری
متضادها
با وصال، با پیوستگی
لغت نامه دهخدا
باجدائی. [ ج َدْ دا ] ( اِخ ) ابوالحسین سلامةبن سلیمان بن ایوب بن هارون سلمی باجدائی، منسوب به باجدا از قرای بغداد است. وی از ابویعلی موصلی و علی بن عبدالحمید غضایری و ابوعروبه حرانی روایت دارد و ابوالحسن بن رزقویه از وی روایت کند. ( معجم البلدان ).