پلیدی کردن

لغت نامه دهخدا

پلیدی کردن. [ پ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ریدن. ریستن. تغوّط. غائط کردن. تَطَفﱡش. طفش. طفس: اکبار؛ پلیدی کردن کودک. تجعس؛ پلیدی کردن. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ریدن ریستن تغوط غایط کردن.

کردار یعنی چه؟
کردار یعنی چه؟
کبود یعنی چه؟
کبود یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز