لغت نامه دهخدا
رمژک. [ رَ ژَ ] ( اِ ) لغزیدن اعم از آنکه صوری باشد یا معنوی. ( برهان ). لغزیدن. ( آنندراج ). لغزش در هر امری. ( ناظم الاطباء ). || گناه کردن. ( برهان ). گناه و جرم و عصیان. ( ناظم الاطباء ). || از جایی فروافکندن. افتادن. ( برهان ). از جای افتادن. ( آنندراج ). || زحلوکه یعنی جای لغزیدن کودکان از بالا به نشیب. ( ناظم الاطباء ). رمزک. زحلوقه. زحلوفه. رجوع به رمزک شود.