لغت نامه دهخدا
حزن یربوع. [ ح َ زَ ن ِ ی َ ] ( اِخ ) یاقوت گوید: یکی از مرابع عرب در نزدیکی فید از جهت کوفه است، عربان در حق آنجا میگفتند: «من تربع الحزن و تشتی الصمان و تقیظ الشرف فقد اخصب ». و برخی گویند در طریق حاج واقع است. و سپس یاقوت از محمدبن زیاد آرد که از بنت الحسن پرسیدم کدامین سرزمین بهترین چراگاه باشد؟ گفت: خیاشم الحزن و جواءالصمان، و خیاشم آغاز سرزمین حزن باشد... و اصمعی نیز داستان بنت الحسن را نقل کرده است. ( معجم البلدان ). رجوع به حزن بنی یربوع شود.