بوغاء

لغت نامه دهخدا

بوغاء. [ ب َ ] ( ع اِ ) خاک نرم که مذرور ماند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). خاک بسیار نرم. ( مهذب الاسماء ) ( ناظم الاطباء ):
لعمرک لو لا هاشم ما تعفرت
ببغدان فی بوغائها القدمان.( اقرب الموارد ).- بوغاءالطیب؛ بوی آن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). رایحه خوش بوی. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || مردم سبک مایه و گول. || اختلاط. || شوریدگی کار. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).

عمیق یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز