بجمقدار

لغت نامه دهخدا

بجمقدار. [ ب َ م َ ] ( ترکی، ص مرکب ) ( از: ترکی بشمق یا بشماق بمعنی کفش + دار فارسی مخفف دارنده ). بشمقدار. باشماقدار. صاحب منصبی که مأمور حفظ و حمل کفش مخصوص سلطان باشد. ( از فرهنگ دزی ج 1 ص 51 ). کفشدار. موزه دار. سندل دار.

داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
سکس کردن یعنی چه؟
سکس کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز