اعافه
متضادها
الزام
لغت نامه دهخدا
( اعافة ) اعافة. [ اِ ف َ ] ( ع مص ) خداوند شتران عیوف شدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). کراهت داشتن شتران کسی از آب و نیاشامیدن آن را. ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ). خداوند شتران عیوف شدن و عیوف شتر تشنه که آب را بوی کند و ننوشد. ( آنندراج ).
جمله سازی با اعافه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در مدیریت بحران، اعافه از تصمیمگیریهای شتابزده و بدون مشورت با کارشناسان متخصص میتواند منجر به خسارات جبرانناپذیر برای جامعه شود.
💡 مصلحتاندیشی ایجاب میکند که از ورود به بحثهای بیهوده و بینتیجه در جلسات رسمی، اعافه داشته باشیم تا زمان ارزشمند شرکتکنندگان هدر نرود.
💡 برخی سیاستمداران برای حفظ جایگاه خود، از اظهار نظر مستقیم در مورد مسائل حساس و چالشبرانگیز فعلی، نوعی اعافه و کنارهگیری در پیش میگیرند.