لغت نامه دهخدا
گواچو. [ گ ُ ] ( اِ ) ریسمانی باشد که در روزهای عید از جایی آویزند و بر آن نشینند و در هوا آیند و روند. ( برهان ) ( آنندراج ). گواچه. تاب. گازه. بادپیچ.
گواچو. [ گ ُ ] ( اِ ) ریسمانی باشد که در روزهای عید از جایی آویزند و بر آن نشینند و در هوا آیند و روند. ( برهان ) ( آنندراج ). گواچه. تاب. گازه. بادپیچ.
(گُ ) (اِ. ) ریسمانی است که از درختی آویزند و بر آن نشینند و در هوا تاب خورند، گواچه، تاب، گازره، بادپیچ.
= تاب۱
ریسمانی است که از درختی آویزند و بر آن نشینند و در هوا تاب خورند؛ گواچه، تاب، گازره، بادپیچ.