گهر گسستن
مترادفها
فرو ریختن جواهر
لغت نامه دهخدا
گهر گسستن. [ گ ُ هََ گ ُ س َ ت َ ] ( مص مرکب ) مخفف گوهر گسستن. رجوع به همین کلمه شود.
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) پاره کردن رشت. گوهر. ۲ - نثار کردن و ریختن گوهر. ۳ - فروباریدن باران: هوا بر سبزه اش گوهر گسسته زمرد را بمروارید بسته. ( نظامی ) ۴ - پاشیدن نور تشعشع: ازین سو زهره در گوهر گسستن وزان سو مه بمروارید سفتن. ( نظامی )
جمله سازی با گهر گسستن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در آن داستان حماسی، شاعر با توصیف لحظه جدایی دو عاشق، از استعاره گهر گسستن برای نشان دادن شکست قلب آنها استفاده کرد.
💡 گهر گسستن از رشتهٔ پیوند میان آنها، باعث شد که هر دو در تنهایی و اندوه عمیقی فرو بروند و رنج بکشند.
💡 در اشعار کلاسیک فارسی، گهر گسستن اغلب نمادی از فروپاشی ارزشها یا از دست دادن چیزی بسیار گرانبها در زندگی است.