لغت نامه دهخدا
کیالواشیری. [ ل َ ] ( ص نسبی ) منسوب به کیالواشیر:
زآب تیغ کیالواشیری
آتش اندر وغا فرستادی.خاقانی.رجوع به کیالواشیر شود.
کیالواشیری. [ ل َ ] ( ص نسبی ) منسوب به کیالواشیر:
زآب تیغ کیالواشیری
آتش اندر وغا فرستادی.خاقانی.رجوع به کیالواشیر شود.