کودک مزاجی

مترادف‌ها

بچه‌گانه، کودکانه

متضادها

بالغ، پخته

لغت نامه دهخدا

کودک مزاجی. [ دَ م ِ / م َ ] ( ص مرکب ) کودک سرشتی. ( فرهنگ فارسی معین ):
آه کز کودک مزاجیهای ابنای زمان
ابجد ایام طفلی را ز سر باید گرفت.صائب ( از آنندراج ).و رجوع به کودک مزاج و کودک سرشتی شود.

فرهنگ فارسی

کودک سرشتی: آه کز کودک مزاجیهای ابنای زمان ابجد ایام طفلی راز سر باید گرفت. ( صائب )

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران