لغت نامه دهخدا
کلفهشنگ. [ ک َ ف َ ش َ ]( اِ ) بر وزن و معنی کلفخشنگ است که یخ مخروطی اندام زیر ناودان باشد. ( برهان ). بر وزن و معنی کلفخشنگ است. ( آنندراج ). کلفخشنگ. گلفهشنگ. ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کلفخشنگ و گلفهشنگ شود.
کلفهشنگ. [ ک َ ف َ ش َ ]( اِ ) بر وزن و معنی کلفخشنگ است که یخ مخروطی اندام زیر ناودان باشد. ( برهان ). بر وزن و معنی کلفخشنگ است. ( آنندراج ). کلفخشنگ. گلفهشنگ. ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کلفخشنگ و گلفهشنگ شود.
(کَ فَ شَ ) (اِ. ) استالاکتیت، قندیل یخی که در ایام زمستان در زیر ناودان ها بسته می شود. گلفهشنگ و کلفخشنگ و کلفهسنگ هم گویند.
استالاکتیت، قندیل یخی که در ایام زمستان در زیر ناودانها بسته میشود. گلفهشنگ و کلفخشنگ و کلفهسنگ هم گویند.